عادت ندارم اتفاقات رومزه خودم رو تو فضای مجازی جدید مثل اینستا و ... نشر بدم . اینجا هم که می نویسم گهگداری صرفا به عنوان دفتر خاطرات برای خودم و شاید بعد از ما اگر بلاگفایی باشد برای خونواده و بچه هام باشه.
روز 5 شنبه اول اسفند بود فک کنم که آیلین رو رسوندیم کلاس مادم و تو همون فاصبه دو دقیقه ای من کانال خبری تلگرام رو باز کردم و فهمیدم که فردا یعنی 2 اسفند آزمون دکترا هستش . یادمون افتاد که ثبت نام کرده بودیم!! تو مسیر از یه کافی نت پرینت کارت شرکت در آزمون رو گرفتیم و فرداش بدون هیچ مطالعه ای رفتیم سر جلسه آزمون.
از اونجا که نه خونده بودم و نه وقت خوندن داشتم و دارم که سالهای بعد بتونم دانشگاه دولتی قبول شم اما دوس داشتم و دارم کلا درس خوندن رو!! نهایتاً الان دانشجوی ترم اول مالی بین الملل هستم تو علوم و تحقیقات!! 6 مهر ماه هم پایان نامه ارشد دومم رو تو رشته مدیریت مالی همون دانشگاه دفاع کردم!
دورانی هست که بواسطه شغل وسمت وقت ندارم مرتب کلاسا رو برم و به درسا برسم ولی خوااهم رسید ایشاله.
بنظر من مطالعه و یادگیری شیرینترین کاریه میشه انجام داد به شرطی که کمی حواست به خودت باشه و اینقدر غرق کار و ... نباشی مثل من.
یکسالی هم هست که معاون نظارت مالی تو اداره کل خودمون هستم .
بچه ها هم که امسال سال مهمی هست براشون . کنکوری و آزمون تیزهوشان . مادر هم بشدت و گام به گام باهاشون همراه. دستت طلا هاتیجای من . بوس بوس
نوشته های این وبلاگ تقدیم به همسر عزیزم، هاتیجا: