فرصت نشد ابندای سال پیام تبریک بهاری نو را در اینجا پست کنم. پس الان به همتون تبریک می گم و سالی همراه با سلامتی و تسویه دل را آرزومندم.
سال 91 هم با تمام فراز و نشیبهایش گذشت. ابندایش با کوچ از گرگان به کرج شروع شد و با تقریباً قظعی شدن این انتقال انجامید.
در مجموع که 91 خودم رو میشمرم فعالیتهای مثبتش علی الخصوص در راه رسیدن به دل و توحید بر منفیهایش سنگینی می کند.
تعطیلات عید هم استراحت مناسبی کردیم همراه با بوی بهارنارنج که سرتاسر شهر را فراگرفته بود اما یک تلخی همچون پتک دوباره ما را به خود آورد.
مجدداً از همینجا به فریدون عزیز(که دوستش دارم) تسلیت می گم و مطمئنم که از این آزمایش و امتحان دشوار هم سربلند بیرون خواهد آمد.(آمین). فریدون ما پدر 56 ساله دلسوز و پرتلاش خود را در تعطیلات عید از دست داد. بی هیچ عارضه قبلی و کاملا ناگهانی بر اثر سکته قلبی در عرض کمتر از نیم ساعت!!!! فریدون هنوز غم از دست دادن برادر 30 ساله خود را در وجودش حس میکرد که پدرش هم به رحمت خدا رفت.
روحشان شاد و قرین رحمت باد و برای فریدون عزیز صبر و سربلندی را خواهانم
همین، خود، درس بزرگی را در زندگی می دهد و ان اینکه :چرا سعادت ابدی خود را به زندگی زودگذر و بی وفای این دنیا بفروشیم؟
اندکی تفکر عاقلانه به ما می گوید: حق الناس را داشته باش. خدای را بنده باش و قانع باش چرا که زمان رفتنمان به نوبت نیست که خوبیها را به فردا بسپاریم.
نوشته های این وبلاگ تقدیم به همسر عزیزم، هاتیجا: