موضوع بعد دستفروشیهای تو مترو هستش !! ماشالله خودش شده بازاری که سرقفلی هم ایجاد شده و فروشنده ها با همدیگر هماهنگ میشن و زمانبندی و واگن بندی میکنن! البته اینقدر تعداشون زیاده که اون بنده خداهایی هم که نشستن هم نه می تونن استراحتکی کنن و نه مطالعه ای و ...---از بین مسافرین ایستاده هم که مالون مالون رد میشن که فقط بفروشن . ماشالله خوب هم میفروشن !!(از آب معدنی و پیراشکی تو ماه رمضون ، لواشک خونگی و بسته بندی، مام ، هندز فری و نگهدارنده موبایل، شارژر ، اسپری داشبورد ماشین، روفرشی، سفره ، اودکلن، جوراب، آلوچه شهریار، کمربند مردونه، انگشتر، کش مو ، کلیپس مو و ...!!!!)
و مهمتر از همه ، چهره آدمای تو مترو ! ندیدم چهره ای شاد و خندان باشد! همه افسرده و نگران . همه خواب الوده. همه عصبی !! ( با احوالی که در کشوری ثروتمند زندگی میکنیم!!)
نوشته های این وبلاگ تقدیم به همسر عزیزم، هاتیجا: