سلام عزیزم
خسته نباشی و دمت بسیار گرم.
بابت تمام تلاشهایی که چون یک مرد میکنی ممنونت هستم.
کار خودت ، رسیدگی و مدیریت درسهای مدرسه های ایلای و آیلین ، زبانشون، کار زیاد خونه، آشپزی ، بیرون بردن بچه ها و سختتر از همه مسیری که میری میای اونم یه جای موقت، سارشت با بی پولی و کم پولی که متاسفانه این روزا نیازهای اولیه مون رو تحت تاثیر قرار داده (باز دست مسعود درد نکنه و خدا به خودش وبچه هاش سلامتی و موفقیت بده ان شاالله). دمت گرم و آفرین. من هم سعی میکنم تا آخرین حد توانم اونجور که تو میگی پشتت باشم. حداقل بتونم بگم یکی رو تو این دنیا خوشحالش کردم و این آرزومه.
کانادا که تجربه اولمون بود و زور رو زدیم و همه چی خوب پیش میرفت تا نقطه آخر که متاسفانه و برای بار دوم ریجکت شدیم. اما دنیا به آخر نرسیده و هنوز راه زیاده. ایشاله تلاشمون رو میکنیم تا آخرین نفس. نشد هم نشد مهم نیست ایشاله بچه ها عاقبت بخیر بشن. مهم اینه که در کنار هم تو این دنیای فانی خوش باشیم عزیزم.
دوست دارم شدیداللحن
نوشته های این وبلاگ تقدیم به همسر عزیزم، هاتیجا: