چهارشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۱۸ | 0:13 | دنیا -
چند روز پیش:::
هاتیجا: کریم جان من و ایلای جان فردا کلاسامون حضوریه و کلاس ایرانی آیلین جان آنلاینه. سخته آیلین تنها بمونه خونه مسعود دایی با این شیطنتش .
کریم: اشکال نداره عزیزم .امروز بعد کار من میام پیشتون و فردا آیلین جان رو با خودم میبرم سر کارم.
فرداش:::
با صدای در حدود شش و نیم بیدار شدم و دیدم هاججام و ایلای دارن میرن. خداحافظی کردم و دوباره خوابیدم.
ساعت ۸ گذشته بود که بهمراه آیلین شال و کلاه کردیم که بریم. هر چه تلاش کردم نتونستم در خروجی آپارتمان رو باز کنم!!!
فکر میکنید چرا باز نمیشد؟!
همون هاججا خانوم رفته بود و در رو پشت سرش قفل کرده بود 🙄
خلاصه اگر کریم سابق بود آتیش میگرفت!! اما کمی غر زدم و ثبتش کردم به عنوان یک خاطره زیبا و ماندگار
نوشته های این وبلاگ تقدیم به همسر عزیزم، هاتیجا: