این روزا گوشی تلفن من بسیار مشغوله. رفت و آمد به محل کارم هم زیاد شده. البته همشو میدونم که موقتیه. راستی همه این برخوردها و صحبت کردنها یه موضوع مشترک بیشتر نداره. اگه گفتین چیه؟
آره فصل امتحاناست و بازار فوق به راه. !!! از خودم می پرسم چرا باید اینجوری باشه؟! آشنا و فامیل و حتی غریبه و اونایی که سلامتو علیک نمیگن!! میان وساطت!! .
باز می گم آخه یعنی چی این کارا؟ آدم نمره گدایی کنه!! اصلاً یه فرهنگ عادی شده مخصوصاً تو این دانشگاههای شهرستانها. اینجوری میخوایم سطح علمیمونو ارتقاء بدیم؟!!
و هزار و یک جور التماس دعا تو برگه ها ، از جمله: خیلی خوندم ولی نمسدونم چرا سر جلسه قاطی کردم. تو رو رضای خدا. اول خدا ، بعد شما،// با کارگری شهریه دانشگاهو میدم ، ترم آخرم. لطف کنید. فقط 10 میخوام!// با همسرم حرف ام شد و خیلی ناراحت بودم و نتونستم بخونم، منو نندازید.مرسی// عقد هستم و بین دو شهر گرگان و .... در رفت و امدم. علت غیبت هامم همینه. ترم دیگه نمی تونم اینجا بمونم. باید برم ...// و ...................
نوشته های این وبلاگ تقدیم به همسر عزیزم، هاتیجا: