دوشنبه ۱۳۸۸/۰۶/۰۲ | 9:25 | دنیا -
الان که داشتم میومدم سر کار، بارون خیلی خوب وقشنگی گرفته بود . از اون بارونای قشنگی که آدمو به یاد زیبایی زندگی و عشق میندازه. تکاپوی مردم با چتر و بی چتر ، با ماشین وبی ماشین همراه با کنار اومدنها مختلف با بارون که بعضیها با عجله می دویدن تا به پناهگاهی برسن و بعضی ها هم مشخص بود که حال می کردن و لذت می بردن.
روز سوم ماه رمضون هم هست و حال و صفای خاص خودشو داره. مخصوصاً سحرها که ایلای هم بیدار بشه. خوشگلم دیگه همه چیو می فهمه و متاسفانه داره فارسی هم یاد می گیره! ما هم خونه رو کردیمش خالص ترکمنی.
6 شب اول رو به اتفاق دوستان می ریم خرگوش تپه که مسجدش ختم قرآن داره. آخ قربون اون خدا برم که به پاها قوت می ده که 150 دقیقه بایستند و عبادت کنن.
نوشته های این وبلاگ تقدیم به همسر عزیزم، هاتیجا: