دوشنبه ۱۳۸۸/۰۹/۰۲ | 8:33 | دنیا -
۲۸ و ۲۹ آبان عروس خواهر ۴ امیم بود! یه عروسی کاملاْ ساده و مرتب وتمیز به دور از هر گونه تجملات و ... . نم نم بارونی هم کل این دو روز بودشو فقط بعدازظهر روز دوم آفتابی شده بود. آفتاب قشنگ پاییزی. دخملم هم شاد و شنگول با حرف زدنهای نازش تو همه مراسما بودش. با رقصیدناش با صدای موزیک ُ با کیی(کریم) و جییتو بوحویم(جیگرتو بخورم). کلاسای دانشگاهها رو هم تعطیل کردم تا دانشجوها هم یه نفسی بکشن!
امیدوارم همیشه در کنار هم شاد و پرتلاش ُ خوشبخت باشن.
نوشته های این وبلاگ تقدیم به همسر عزیزم، هاتیجا: